دیگران در شعر فروغ
دکتر بیژن باران دکتر بیژن باران

 

 

 

شعر شرح حال/ بیوگرافیک با راوی من بسیار خصوصی است. فروغ نخستین شاعر فارسیگوی زن است که در شعرش آدمهای واقعی از محیط خانواده، محله، شهر موطن، ادبیات ملی وارد می شوند. ارجاعات به اعضای خانواده فروغ فرخزاد با نمونه هایی از شعر حاوی آنها در جستاری آمدند. اکنون معشوق، رقیب، ارجاع به برخی اسمهای خاص در شعر او واشکافی می شوند. این سری جستارها روی صداقت، عینیت، خلاقیت فروغ تمرکز دارد. حضور اسم عام معشوق و چند اسم خاص در شعر فروغ بررسی می شوند.

 

روشن است که فرد در شعر هم تابع سن خود و صحنه شعری است. آشنایان غیرخانواده در زندگی شاعر می آیند و می روند- گاهی هم نقش عوض می کنند: از دوست به رقیب، معشوق به مغضوب، برادر به همکار. لذا مفصلهای شعری در باره هر یک از افراد زیر در لحظات تقویمی اند؛ نه برای همه فصول. افراد مختلف را زیر اسم عام مثلا معشوق یا رقیب می توان آورد.

 

فرد در چرخه حیات و رابطه اش با شاعر که خود در مرحله ای از زندگیش است ظاهر می شود. البته مرور خاطرات متبلور در شعر با محور زمان عقب و جلو رفتن یکی از شگردهای مدرن فیلمی، پسامدرن شعری می باشد. در حافظه و بیان شاعر، کودکی گذشته افراد با مسنی فعلی آنها، بُر می خورد.

 

صحنه شعر می تواند در زمان واقعی، حدوث حادثه، در مرور خاطرات با فلش بک به گذشته، رویا با فلش فوروارد به آینده باشد. نیز می تواند با ارجاع مستقیم به فرد یا کاراکتریزه کردن فرد در تصویری در مفصل شعر باشد. نقد روانشناختی شعر فروغ از دید حافظه، عاطفه، تکنیک/ روش عرضه و فرم نیاز به جستاری سوا دارد.

 

رقیب. در این مفصل رقیب در رابطه مثلثی بیان شده؛ سطر 1 باین معنی است که معشوق در ذهن عاشق بوده؛ ولی در فاصله زیاد جسمی یا دنیای فکری از او قرار دارد. گرایشات حسادت، عجولی، ویرشی/ آبسس، زاغ معشوق را چوب زدن/ تعقیب، در شعر نغمه درد، آمده:

در ﻣﻨﯽ و اﯾﻨﻬﻤﻪ ز ﻣﻦ ﺟﺪا

ﺑﺎ ﻣﻨﯽ و دﯾﺪه ات ﺑﺴﻮی ﻏﯿﺮ

ﺑﻬﺮ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﻧﺪه راه ﮔﻔﺘﮕﻮ

ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﮔﺮم ﮔﻔﺘﮕﻮی ﻏﯿﺮ. نغمه درد- دیوار

 

معشوق. میتوان معشوق را در چرخه زندگی فروغ در مراحل رابطه- آشنایی، وصل، جدایی، خاطرات حرمانی- در شعر ش رصد کرد. "سایه" شاعری غزلسرا در رابطه عشقی با فروغ در شعر غزل، تولدی دیگر، ص 26-25 این گونه آمده: "در سایه ها، فروغ تو بنشست و رنگ باخت/  او را به سایه، از چه سیه پوش می کند؟"

 

حمید مصدق و فروغ هم مشاعره ملیحی در ۱۳۴۳ دارند.

حمید: تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید..

 

فروغ: من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید..

 

 در گذران، پس از کنجکاوی نخست در آزادی عشق، گلایه از آمدن/ رفتن معشوقان می کند: از دیاری به دیاری دیگر. نتوانم، نتوانم جستن. هر زمان عشقی و یاری دیگر.

 

در تولدی دیگر، برخلاف 3 مجموعه نخستش، تاریخ سرایش شعرها پاک شده؛ ولی گویا آنها بطور تقویمی بین 38-42 سروده شده اند. فروغ بسیاری از شعرهایش را پاره پاره، بقول مادرش از ترس پدر "تیکه تیکه" می کرد. شاید این استرس تبدیل به وسواس به نابودی لحظه ای آثارش -با شباهت به کافکا و هدایت- شد.

 

لذا گزیده های او در کتاب تولدی دیگر در بازه زمانی 5 سال بسیار معدود اند. در عنفوان شکوفانی شعری بازده 35 شعر در 60 ماه، یعنی متوسط هر 2 ماه یک شعر. شاید مسایل خانوادگی مانند طلاق، جدایی، سفر، مالی، روابط گذران- تولید شعری او را کاهش دادند.

 

شاید پاک کردن تاریخ سرایش اشعار تولدی دیگر 2 دلیل دارد: 1- بازنویسی شعرهای قدیمی بخاطر رسیدن به افقهای جدید شعری بهنگام نشر کتاب، 2گانگی تاریخ سرایش و ویراست. 2- ایز گم کردن برای نشریات فضول/ پاپاراتسی یا حتی ساواک در انطباق تاریخ اشعار با رویدادهای زندگی خصوصی/ اجتماعی.

 

محتمل است که او با نارضایتی از چاپ 3 کتاب قبلیش، مقدار زیادی دست نوشته اش را "تیکه تیکه" کرده؛ تو آشغال ریخت. در عصیان، ص 92، 2 شعر بتاریخ 6 ژوئن و 12 ژوییه 1957 در مونیخ یک مو بور/ آلمانی؟ تصویر شده: "موی تو رنگ ساقه گندم بود/ موهای من، خمیده و قیری رنگ. رنگ ساقه گندم بالغ زرد/ زرین است. در همین کتاب 2 شعر بلور رویا، سرود زیبایی- معشوق تجریدی نبوده؛ چهره و تن او با واکنش عاطفی فروغ تصویر می شوند:

 

شانه های تو

پیشانی بلند تو در نور شمع ها

آرام و رام بود چو دریای روشنی

با ساقهای نقره نشانش نشسته بود

در زیر پلکهای تو رویای روشنی عصیان، ص 82

 

شانه های تو
برجهای آهنین
جلوه شگرف خون و زندگی
رنگ آن به رنگ مجمری مسین – عصیان، ص 116

 

معشوق من

 با آن تن برهنه ی بی شرم

 بر ساقهای نیرومندش

چون مرگ ایستاد

خط های بی قرار مورب

اندامهای عاصی او را

در طرح استوارش

دنبال میکنند –تولدی دیگر، ص 69

 

اهالی محل، همبازیها، افراد مسن جامعه، قلدران، اشراف، مقامات، ساواک/ پلیس. بجز ذکر اسم عام زن و مرد، او اسم خاص هم بکار برده. فردین 1309-1379 کشتی گیر المپیک، بازیگر، سناریو نویس، کارگردان، تهیه کننده - نمونه شهره گی/ محبوبیت در فیلم دهه 40ش بوده؛ او در شعر کسی.. آمده. سایه/ هوشنگ ابتهاج، زاده 1306 هم در غزلی در تولدی دیگر ذکر شده.

 

فروغ با مطایبه از "استاد آبراهام صهبا" شاعر درباری و "678 قوی قوی هیکل گچی" کنایه از نظامیها، پلیس امنیتی را که "به تبلیغ طرحهای سکون و سکوت مشغولند" بکار برد. علی کوچیکه، دختر سید جواد، لیلی، مجنون، خاچیک در شعر ای مرز پر گهر با اسمهای خاص پلاسکو، پپسی، نئون- را هم می توان ذکر کرد.

 

شهره گان جهان. دلیل جهانی بودن بومی بودن است. در فرهنگ جهانی شعر فروغ نقش ارایه بومی بودن را دارد. بخاطر صداقت و نبوغ بومی اش در گستره 5 مجموعه شعر فروغ- از مشاهیر جهانی خبری نیست. اگرچه با کسانی چون برتولوچی، فیلمساز ایتالیایی، همکاری هم کرده؛ ولی خارجیان ملکه ذهن او نشدند.

 

فرد "من" فروغ تلویح زن در جامعه گذاری خاورمیانه است. در شعر او فاصله فکر با بیان بسیار کوتاه است؛ فکر می تواند متنی، عاطفی، حسی باشد. در اینگونه شعر او- نقش زنان، مناسبات قدرت، انگیزه ها در ایجاد/ پیدایش ایده ها و باورهایش تاکید می شوند. او مشعر به جریان جدید پسامدرن در بطن جامعه همراه با دیگر جریانات مدرن، سنتی، غربی، شرقی بود.

 

در شعر فروغ واقعیت مجرد و جهانشمول نبوده؛ بلکه تجربه شده بوسیله فرد، یعنی ادراک فرد از واقعیت، افراد مشخص حول و حوشش، است. او می گوید که از سر به سنگ خوردن دیگران عبرت نگرفته؛ بلکه تاکید می کند که باید سر خودش به سنگ بخورد تا عبرت بگیرد. پس از نظر شعر پسامدرن فروغ- واقعیتهای مسلم، معلوم، ظاهری در تجربه فردی ارایه شده؛ ساختارهای اجتماعی هم مستعد تغییر می باشند.

 

تغییر و گذار در شعر فروغ بسیار مشهودند. او جهان را نه ساکن بلکه در سیر سرمدی با آمد/ رفت اشخاص واقعی می بیند. یعنی تنها ثابت، تغییر است. عجله، شتاب، گذران این افراد در شعر فروغ موج می زنند. لذا روال گذار از سنت به مدرنیزم و پسامدرنیزم در ذهن خلاق فروغ یک روال پیوسته بوده؛ نه از مراحل گسسته تشکیل می شود. این روال چرخه زندگی خویش و آشنایان او را در بر می گیرد. ‏2012‏/09‏/28    

 

منابع.http://www.youtube.com/watch?v=BNXnCdxoGw8   3گانه جام جان: شعر و نویسندگی فروغ فرخزاد.

http://www.youtube.com/watch?v=ETzIhfDML2c&feature=context-cha  ناصر صفاریان 3 مستند زندگی فروغ فرخزاد.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=48048  چهره‌ی زن در شعر احمد شاملو:  مجید نفیسی.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=48025  فروغ "باب" گذار شعر مدرن به پسامدرن: دکتر بیژن باران. عشق اول و آخر فروغ فرخزاد -دکتر بیژن باران http://forougham.blogfa.com/page/baran5.aspx


September 30th, 2012


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان